کتاب عبادالرحمن با ویرایش جدید

سمت نخست کتاب عبادالرحمن
قسمت نخست کتاب عبادالرحمن که شامل توضیح بخشی از آیه 63 سوره مبارکه فرقان می باشد ذیلا با ویرایش جدید ارائه گردیده است.
سیما و محتوای سوره فرقان
این سوره هفتاد و هفت آیه دارد و در مکه نازل شده است.در آیه اول این سوره از قرآن ، به فرقان تعبیر شده است که به معنای جدا کننده حق از باطل می باشد. لذا این سوره ( فرقان ) نام گرفته است.این سوره از چند بخش تشکیل یافته است و شامل آیاتی درباره بهانه های مشرکان و پاسخ آنان ، سرگذشت اقوام پیشین همچون اصحاب رسّ ، حسرت مردم در قیامت ، نشانه های توحید و عظمت خداوند در طبیعت و مقایسه ی مومنان با کافران می باشد.
اما مهمترین بخش آیات این سوره درباره ویژگی های ( عبادالرحمن ) یعنی بندگان راستین خداوند می باشد که از آیه 63 تا پایان سوره را در بر گرفته است.در حدیثی از پیامبر عظیم الشان اسلام(ص) نقل شده است : من قرءَ سوره الفرقان بعث یوم القیامه و هو مومن ان الساعه آتیه لاریب فیها و ان الله یبعث من فی القبور.(ثواب الاعمال)
کسیکه سوره فرقان را بخواند ( و به محتوای آن بیندیشد و در اعتقاد و عمل از آن الهام گیرد ) در قیامت در حالی که در صف مومنان است مبعوث می شود ، کسانیکه یقین داشتند که قیامت فرا میرسد و خداوند مردگان را به زندگی جدید باز می گرداند.
چنانچه گفته شد اساسی ترین بخش آیات این سوره درباره صفات برجسته و ستوده ی مومنین و بندگان خالص خدا می باشد که بعضی از این صفات اعتقادی و بعضی اجتماعی و بعضی دیگر اخلاقی است.
در این نوشتار که گزیده ای ازفرمایشات نماینده معظم ولی فقیه و امام جمعه محترم تبریز حضرت آیه ا... مجتهد شبستری روحی فداء در خطبه های نماز جمعه تبریز می باشد به ذکر مطالبی از صفات ویژه عبادالرحمن اشاره می نمائیم امید آنکه مورد استفاده مومنین قرار گرفته و ذخیره ای برای (یوم لاینفع مال ولابنون ) بوده باشد.
بسم الله الرحمن الرحیم
قال الله تعالی فی کتابه الکریم : « و عباد الرحمن یمشون علی الارض هونا و اذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما » فرقان آیه 63
هر دینی از ادیان الهی از سه بخش اساسی تشکیل شده است و دین مقدس اسلام نیز که جامع ترین و کاملترین ادیان الهی است بر همین پایه و اساس بود و می توان گفت برنامه های اسلام به سه دسته تقسیم می شود :
1. برنامه های اعتقادی ( اصول دین )
2. دستورهای عملی ( فروع دین یا احکام )
3. مسائل روحی ( اخلاق )
دسته اول: برنامه هایی است در رابطه با سالم سازی فکر و اعتقاد انسان و مکلف باید نسبت به آنها یقین پیدا کند و آنها را از روی دلیل بپذیرد و چون این بخش از برنامه های اسلام اعتقادی است و نیاز به استدلال یا یقین دارد ، پیروی از دیگران ( تقلید ) در آنها راه ندارد و انسان مسلمان باید با تحقیق و تفحص برای بدست آوردن این مرحله تلاش نماید.
دسته دوم: که برنامه های عملی است و با انجام ویا ترک آنها ( همراه با اعتقاد صحیح ) اطاعت الهی محقق می شود مانند خواندن نماز و پرداخت زکات که از واجبات است و پرهیز از غیبت و سرقت که از محرمات است ـ البته اعمالی نیز بعنوان مستحب ، مکروه و مباح مطرح شده اند که همه اینها جزء احکام می باشند.
دسته سوم: برنامه هایی در رابطه با پرورش روح و سلامت روان آدمی است که شیوه تقویت صفات پسندیده ، مانند عدالت ، سخاوت و شجاعت در نهاد انسانها و مبارزه با صفات ناپسند و زشت آن مانند حسد ، بخل و نفاق را بیان می کند که همان مسائل روانی و ( اخلاق ) بوده و انسان مسلمان باید اعمال و رفتارو گفتار خود را با همین دستورهای اخلاقی اسلام تطبیق دهد.
در سورة مبارکه فرقان بحث جامع و کاملی تحت عنوان ( عباد الرحمن ) مطرح شده که پروردگار متعال دوازده صفت برای بندگان شایسته خود بیان می فرماید ، که انسان با پیروی از این دستورات و تطبیق اعمال خود با آنها روحش را تقویت نموده و دارای صفات جمیله از دیدگاه قرآن می شود واولین آنها (تواضع و دوری جستن از کبر و غرور است )در این زمینه خداوند متعال می فرماید:
عباد الرحمن الذین یمشون علی الارض هونا ـ یعنی مومنین کسانی هستند که روی زمین با تواضع و فروتنی راه میروند.
(هون) به طوری که در مفردات راغب گفته شده به معنای تذلل و تواضع است ، بنابراین مقصود از راه رفتن در زمین کنایه از زندگی کردنشان در بین مردم و معاشرتشان با آنان است. پس مومنین هم نسبت به خدای تعالی تواضع و تذلل دارند و هم نسبت به مردم.
شاید به نظر برسد که چرا قرآن مجید نخستین توصیفی که از عباد الرحمن می کند درباره (مشی) آنها است؟
در جواب می توان گفت : کبر و غرور در تمام اعمال و رفتار انسان حتی در کیفیت راه رفتن او آشکار می شود زیرا ملکات اخلاقی همیشه خود را در لابلای اعمال و حرکات انسان نشان می دهند تا جایی که از چگونگی راه رفتن یک انسان می توان به شخصیت و درون آن فرد پی برد.
مومنان بندگان خداوند رحمان بوده و نخستین نشانه بندگی آنها تواضع است ، تواضعی که در تمام ذرات وجود آنان نفوذ کرده و حتی در راه رفتن آنها آشکار می شود.
با بررسی آیاتی از قرآن و روایات اسلامی معلوم می شود که تواضع یکی از اصول اخلاقی بوده و دین مقدس اسلام نسبت به این اصل اهمیت ویژه ای قائل است.
مثلاً در سورة مبارکه اسراء آیه 37 یکی از مهمترین دستوراتی که خداوند متعال به پیامبراکرم (ص) می دهد این است که : ولاتمش فی الارض مرحا انک لن تخرق الارض و لن تبلغ الجبال طولا.
در روی زمین از سر کبر و غرور گام بر مدار ، زیرا نمی توانی زمین را بشکافی و طول قامتت هرگز به کوهها نمی رسد.
و همچنین در احادیثی که از طریق حضرات معصومین (علیهم السلام) وارد است به مسئله تواضع و فروتنی اشاراتی شده که در این فرصت کوتاه به ذکر نمونه هایی از آن می پردازیم :
1 ) در حدیثی از پیامبر عظیم الشان اسلام(ص) نقل شده است که روزی از کوچه ای عبور میکردند ، جمعی از مردم را در یک نقطه مجتمع دیدند فرمودند چه خبر است؟ عرض کردند یا رسول الله(ص) دیوانه ای است که اعمال خنده دارش مردم را متوجه خود ساخته است پیامبر (ص) آنها را به سوی خود فرا خواند و فرمود: هذا رجل مبتلی- او یک فرد گرفتار و مریض است نه دیوانه. عرض کردند یا رسول الله(ص) دیوانه کیست؟ قال رسول الله (ص) المجنون هوالمختبر فی مشیه الناظرفی عطفیه ، المحرک جنبیه بمنکبیه الذی لایرجی خیره و لایومن شره
پیامبر(ص) فرمود : کسی که با تکبر و غرور راه می رود و پیوسته به دو طرف خود نگاه می کند ، پهلوهای خود را با شانه خود حرکت می دهد ( غیر از خود را نمی بیند و اندیشه اش از خودش فراتر نمی رود ) کسی که مردم به خیر او امید ندارند و از شر او در امان نیستند دیوانه واقعی اوست.
2 ) قال علی (ع): و اعتمدوا وضع التذلل علی روسکم والقاء التعزز تحت اقدامکم و خلع التکبرمن اعناقکم و اتخذوا التواضع مسلحه بینکم و بین عدوکم ابلیس و جنوده ...
فاعتبروا بما اصاب الامم المستکبرین من قبلکم من باس الله و صولاته و وقائعه و مثلاته ، واتعظوا بمثاوی خدودهم و مصارع جنوبهم ، واستعیذوا بالله لواقع الکبر ، کما تستعیذونه من طوارق الدهر ، فلو رخص الله فی الکبر لاحد من عباده لرخص فیه لخاصه انبیائه و اولیائه و لکنه سجانه ـ کرّه الیهم التکابر و رضی لهم التواضع فالصقوا بالارض خدودهم و عفّروا فی التراب و جو ههم و خفضوا اجنجتهم للمومنین.
حضرت علی (ع) فرمود: و تصمیم بگیرید که فروتنی و تواضع را روی سرهایتان نهاده و خود پسندی را زیر پاهایتان بیفکنید، و تکبر و گردنکشی را از گردنهایتان دور سازید و تواضع را به عنوان سلاح بین خود و دشمنان شیطان بکار برید ...
پس از کیفر خدا به گردنکشان و سختیها و عذابهاووقایع آنان عبرت بگیرید و به جاهایی که چهره شان بخاک افتاده و پهلوهایشان در خاک قرار گرفته بنگرید و پند پذیرید و از چیزی که روحیه تکبر آورد به خدا پناه ببرید چنانکه از حوادث و پیش آمدهای سخت روزگار به او پناه می برید و اگر خداوند به کسی از بندگانش تکبر را رخصت می داد هر آینه به بندگان خاص خودو پیغمبران اجازه می داد ، و لکن آنها را از تکبر منع کرده و به ایشان فروتنی را پسندیده است آنان گونه های خود را بر زمین چسباندند و چهره هایشان را بخاک مالیدند و بالهای رحمتشان را برای مومنین فرود آوردند.
3 ) قال علی (ع) فالمتقون هم اهل الفضائل: منطقهم الصواب .....مشیهم التواضع....
حضرت علی (ع) در بخشی از ویژگیهای پرهیزکاران چنین می فرماید : پرهیزکاران کسانی هستند دارای فضیلتها که گفتارشان بر اساس حق و صواب بوده و راه رفتن آنها با فروتنی و تواضع است.
4 ) قال الصادق (ع) : اوحی الله عزوجل الی موسی (ع) ـ یا موسی اتدری لم اصطفیتک بکلامی دون خلقی ؟ قال یا رب ولم ذاک ؟ قال : فاوحی الله تبارک و تعالی الیه ان : یا موسی قلبت عبادی ظهر البطن ، فلم اجد فیهم احدا اذل لی نفسا منک ، یا موسی ! انک اذا صلیت وضعت خدک علی التراب او قال : علی الارض. { اصول کافی ج 4 باب تواضع ج 7 }
حضرت صادق (ع) فرمود : خداوند متعال به موسی(ع) وحی کرد که ای موسی ، میدانی چرا تو را برای سخن گفتن خود برگزیدم در برابر همه خلقم؟ عرض کرد پروردگارا برای چه بوده است؟ فرمود : خدای متعال به او وحی کرد که ای موسی ، به راستی من بنده هایم را زیر و رو کردم و در میان آنها چون تو کسی که خود را پیش من خوار و زبون داند نیافتم ، ای موسی تو وقتی نماز می گذاری گونه ات را برخاک می نهی ـ یا فرمود ، بر زمین می نهی.
5) قال عیسی بن مریم (ع) یا معشر الحواریین لی الیکم حاجه اقضوها لی ؛ قالوا قضیت حاجتک یا روح الله؛ فقام فغسل اقدامهم فقالوا کنا نحن احق بهذا یا روح الله ؛ فقال (ع) ان احق الناس بالخدمه العالم؛ انما تواضعت هکذا لکیما تتواضعوا بعدی فی الناس کتواضعی لکم.ثم قال عیسی (ع) بالتواضع تعمر الحکمه لا بالتکبر و کذلک فی السهل ینبت الزرع لا فی الجبل (کافی ج 1ص 29)
عیسی ابن مریم به حواریین گفت :من حاجتی به شماها دارم آن را بر آورید؛گفتند حاجتت رواست ای روح الله؛ پس برخاست و پاهای آنها را شستشو داد – گفتند:ما سزاوارتر بودیم در این کار از تو. فرمود: سزوارترین مردم به خدمت نمودن به خلق؛ عالم است ومن برای شما اینگونه تواضع کردم که شما نیز برای مردم بعد از من این گونه تواضع کنیدو آن گاه عیسی (ع) فرمود: بواسطه تواضع حکمت حاصل می شود نه با تکبر چنانچه در زمین نرم زراعت می روید نه در کوهستان.
6 ) عن معاویه بن عمار عن الصادق (ع) قال سمعته یقول : ان فی السماء ملکین مولکین بالعباده فمن تواضع لله رفعاه و من تکبر وضعاه. .{ اصول کافی ج 4 باب تواضع ح 2 }
از معاویه بن عمار از امام صادق (ع) گوید: از حضرت صادق (ع) شنیدم که فرمود به راستی در آسمان دو فرشته اند که بر بنده گماشته اند هر کس برای خدا فروتنی و تواضع کند در حصول مقاصد و فراهم شدن اسباب عزت و رفعت به او کمک می کنند و هر کس تکبر کند او را در دنیا و آخرت پست مینماید.
با عنایت به احادیث گفته شده روشن می شودکه تواضع هم در مقابل خداوند متعال و هم نسبت به مردم از صفات پسندیده است،چنانچه با توجه به آیه شریفه معلوم می شود که مومنین هم نسبت به خدای متعال تواضع و تذلل دارند و هم نسبت به مردم فروتنی می نمایند ، زیرا تواضع مومنین مصنوعی نبوده و در اعماق دل، افتادگی و تواضع دارند، بنابراین نه نسبت به خدا استکبار می ورزند و نه در زندگی می خواهند که بر دیگران استعلاء جویند وآنان را پایین تر از خود بدانند.
و آیه مورد بحث بر همین اصل از اصول اخلاقی اشاره دارد و مومنین را به فروتنی و تواضع که یکی از بهترین و بارزترین ویژگیهای ( عبادالرحمن ) است ـ دعوت می نماید.
البته تواضع نیز مراتبی دارد که با اشاره به آن به این بحث خاتمه می دهیم :
1.تواضع انبیاء و اولیاء – به واسطه تجلیات ذاتی و اسمائی و صفاتی و افعالی در قلبشان؛در پیشگاه پروردگار متعال متواضع می شوند و با مشاهده کمال ربوبیت و ذلت عبودیت ؛نهایت تواضع و تذلل در قلبشان ایجاد می شود.چنانچه حضرت رسول اکرم (ص) که اعرف خلق الله و اعبد عباد الله است متواضع ترین موجود در پیشگاه مقدس الهی است زیرا در مشاهده کمال ربوبیت و نقص عبودیت کاملترین موجودات است.
2. تواضع اهل معرفت – در این دسته افراد هم ؛ همان تواضع اولیاء وجود دارد ولی در مرتبه ناقص تر؛ زیرا مقام معرفت با مشاهده حضوری فرق دارد.
3.تواضع حکماء –این گروه نیز اگر به مقام حکمت الهی رسیده باشند و قلب آنها به نور حکمت روشن شده باشد ؛ در مقابل خدای متعال و بندگان آن متواضع می شوند؛ چنانچه در ضمن بیان حکمتهای لقمان در این باره بفرزندش سفارش می نماید:
و لا تصعر خدک للناس و لا تمش فی الارض مرحا س لقمان ی 18
با تکبر از مردم روی مگردان و با خود پسندی بر زمین راه مرو.
4.تواضع مومنین – مومنین بواسطه نور ایمان با طی مدارج آن علم بالله پیدا می کنند و به خود نیز تا آنجا که این نور معنوی روشنی میدهد شناخت پیدا می کنند فلذا در مقابل خدا و بندگانش متواضع می باشند.


تواضع پیشه کن کز خود پرستی در افتی ناگه از بالا به پستی
میازار از تکبر خلق و هشدار که این خوی بدت روزی کند خار
تواضع خاک را سرو و چمن کرد تواضع قطره را درٌ عدن کرد
نبیند عاشق صادق پدیدار در این گلشن به غیر از خویشتن کار
خلائق را که مرآت جمالند نکو بیند که در حد کمالند
( الهی قمشه ای )